السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )

61

علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )

در كنار آن انبوه مشركان ، در ميان قوم عرب ، يهوديان و نصرانيانى نيز بودند ، امّا يهوديّت و نصرانيّت ، كه خود نيز به كجروى و تحريف مبتلا شده بود ، نمىتوانست كارى بكند . يهوديت و مسيحيت در شعار و مراسمى چند خلاصه شده بود . مسيحيت جهانى ، با بت‌پرستى روميان در آميخته بود ، و خود به رنگى از رنگهاى شرك ، مبدّل شده بود . نصرانيّت يا يهوديت در بلاد عرب جز نسخه بدلهايى از يهوديت شام و نصرانيّت سرزمين روم و شام نبودند ، و بار همهء وزر و و بال آن يهوديّت و آن نصرانيّت را بر دوش مىكشيدند . اين تصور كلّى از بت‌پرستى و شرك در بلاد عرب ، ما را كفايت مىكند كه تصوّر كنيم كار انسان عصر جاهليت در پستى و بىمايگى به كجا كشيده بود ، و تا چه اندازه از كرامت انسانيت تنزّل كرده بود ، تا آنجا كه به پرستش سنگ گردن مىنهاد ، و تمامى وجود خود و همهء آلام و آمال خود را با پشته‌اى از خاك مرتبط مىگرداند . بىشك ، پرستش اين بتان ، و احساس بندگى و خوارى در برابر آنان ، و سجده كردن بر آستانشان ، در ژرفاى جان انسان رخنه مىكرد ، و روح و انديشهء انسان را تحت تأثير قرار مىداد ، و كرامت انسان را از او باز مىستاند ، و تاب و توانهاى گوناگون را در وجود او منجمد مىگردانيد ؛ و انسان را براى زبونى و پستى و تسليم در برابر هر نيرو يا نيرومندى آماده مىساخت ؛ انسانى كه در برابر پست‌ترين و زبون‌ترين موجودات سر تسليم فرود آورده بود . وضع اعتقادات و پرستش ، در ديگر كرانه‌هاى جهان نيز بهتر و مطلوبتر از عربستان نبود . زيرا ، بت‌پرستى به اشكال مختلف ، بر همه جا سايه افكنده بود ؛ خواه ، با صراحت و به طور علنى ، چنان كه در هند و چين و ايران رواج داشت ؛ يا پوشيده و نهانى ، چنان كه در اروپاى مسيحى ، بت‌پرستى روميان در آيينهاى نصرانيّت نفوذ كرده و همهء آثار و علايم آن را از ميان برده بود . پرستش بتها ، پرستش پادشاهان و پرستش پيشوايان دينى ، همه جا حضور داشت . هر انسانى را مىديديد كه انسانى همتاى خودش را مىپرستد ، يا در برابر موجودى پست‌تر از خود سر به سجده مىسايد ، يا انسانى را پرستش و نيايش مىكند كه خود را سزاوار پرستش مىداند و فرمانروايى و سرورى را حقّ خدايى خويش مىشناسد . در اين فضاى بت زده جهنّمى ، قرآن كريم آمد ، تا انسان را از آن حضيض ذلّت و زبونى كه